و خدایی که در این نزدیکیست :)

   

ستایش خداوندی را سزاست که از اسرار نهان ها آگاه است ،
و نشانه های آشکاری در سراسر هستی بر وجود او شهادت می دهند ؛

هرگز برابر چشم بینندگان ظاهر نمی گردد ؛
نه چشم کسی که او را ندیده می تواند انکارش کند ،

و نه قلبی که او را شناخت میتواند مشاهده اش نماید ..

در والایی و برتری از همه پیشی گرفته ؛
پس، از او برتر چیزی نیست ،
و آنچنان به مخلوقات نزدیک است که از او نزدیکتر چیزی نمی تواند باشد ...

مرتبه ی بلند او را از پدیده هایش دور نساخته ،
و نزدیکی او با پدیده ها، او را مساوی چیزی قرار نداده است ..

عقل ها را بر حقیقت ذات خود آگاه نساخته ،
اما از معرفت و شناسایی خود باز نداشته است ..

پس اوست که همه ی نشانه های هستی بر وجود او گواهی می دهند ،
و دل های منکران را بر اقرار به وجودش واداشته است ،

خدایی که برتر از گفتار تشبیه کنندگان و پندار منکران است ... 

"خطبه ی 49 نهج البلاغه"
 

منبع : خدا همینجاست...کنارتو 

............................................................................... 

گاهی گمان نمی کنی و می شود    گاهی نمی شود که نمی شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است    گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدائی و بخت یار نیست     گاهی تمام شهر گدای تو می شود
گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود  از هرچه زندگی است دلت سیر می شود
کاری ندارمت که کجائی چه می کنی      بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود

و خدایی که در این نزدیکیست :)

  

ستایش خداوندی را سزاست که از اسرار نهان ها آگاه است ،
و نشانه های آشکاری در سراسر هستی بر وجود او شهادت می دهند ؛

هرگز برابر چشم بینندگان ظاهر نمی گردد ؛
نه چشم کسی که او را ندیده می تواند انکارش کند ،

و نه قلبی که او را شناخت میتواند مشاهده اش نماید ..

در والایی و برتری از همه پیشی گرفته ؛
پس، از او برتر چیزی نیست ،
و آنچنان به مخلوقات نزدیک است که از او نزدیکتر چیزی نمی تواند باشد ...

مرتبه ی بلند او را از پدیده هایش دور نساخته ،
و نزدیکی او با پدیده ها، او را مساوی چیزی قرار نداده است ..

عقل ها را بر حقیقت ذات خود آگاه نساخته ،
اما از معرفت و شناسایی خود باز نداشته است ..

پس اوست که همه ی نشانه های هستی بر وجود او گواهی می دهند ،
و دل های منکران را بر اقرار به وجودش واداشته است ،

خدایی که برتر از گفتار تشبیه کنندگان و پندار منکران است ... 

"خطبه ی 49 نهج البلاغه"
 

منبع : خدا همینجاست...کنارتو 

............................................................................... 

گاهی گمان نمی کنی و می شود    گاهی نمی شود که نمی شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است    گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدائی و بخت یار نیست     گاهی تمام شهر گدای تو می شود
گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود  از هرچه زندگی است دلت سیر می شود
کاری ندارمت که کجائی چه می کنی      بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود

لب تشنه شد از عطش ...

  

السلام ای وادی کرب و بلا

السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه گاه ذوالمنن

السلام ای کشته های بی کفن

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک...

 

صدای پای محرم به گوش می آید بگیر دست مرا به حق ماه عزات

بیا و روی مرا بر زمین مزن ارباب

 مرا چهل شب دیگر رسان به کرب بلا

صلی الله علیک یا سید الشهدا

 

فرا رسیدن ایام عزاداری سید الشهدا بر تمام شیعیان و عاشقان امام حســـین علیه السلام تسلیت باد

لب تشنه شد از عطش ...

السلام ای وادی کرب و بلا

السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه گاه ذوالمنن

السلام ای کشته های بی کفن

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک...

 

صدای پای محرم به گوش می آید بگیر دست مرا به حق ماه عزات

بیا و روی مرا بر زمین مزن ارباب

 مرا چهل شب دیگر رسان به کرب بلا

صلی الله علیک یا سید الشهدا

 

فرا رسیدن ایام عزاداری سید الشهدا بر تمام شیعیان و عاشقان امام حســـین علیه السلام تسلیت باد