سومین شهید :)

نام:مصطفی
نام خانوادگی:کاظم زاده
تاریخ تولد: ۹/۶/۴۴
محل تولد: تهران
تاریخ شهادت:۲۲/۷/۶۱
محل شهادت:سومار
او تنها ۱۷ بهار از زندگیش را پشت سر گذاشته بود.....
رفتاراش حرفاش حتی ماجرای شهادتش خیلی خاص و دلنشینه....هفده سال بیشتر نداشته ولی به قول خودش جبهه دانشگاه آدم سازیه و....ساخته شده بود.....
قستی از وصیت نامه:
....شهید عزادار نمی خواهد پیرو می خواهد آخر شهادت که مرگ عادی نیست که به خاطر این که کسی مفت جانش را باخت گریه کنید بلکه آغاز زندگی جاوید است که خوشحالی دارد....(ما دهه هفتادیا این مدل جمله ها رو زیاد شنیدیم ولی خیلیامون فقط "شنیدیم"....بدون "عمل"...شهید پیرو میخواهد)....امیدوارم فقط برای ابراز تاسف عزاداری نکنید بلکه دنبال این بروید که برای چه به جبهه رفتم و برای چه شهید شدم....(کمی تفکر....به راستی برای چه....؟)
کتاب "از معراج برگشتگان" رو خوندید؟ اگه نه پیشنهاد میکنم حتما تهییه کنید و بخونید....خیلی جالبه....خاطرات کودکی و انقلاب و جنگ آقای حمید داوودآبادی ایشون یکی از مهمترین آدمای زندگی شهید کاظم زاده بودن به نظر میرسه شهید علاقه ی خیلی خاصی به ایشون داشتن....یه چیزی فراتر از علاقه....

یه کتاب هم درباره شهید مصطفی کاظم زاده نوشته شده با عنوان "دیدم که جانم می رود" به قلم آقای حمید داوودآبادی.
آدرس مزار شهید:
تهران – بهشت زهرا (س) – مقابل سالن دعای ندبه و موزه شهدا – قطعه 26 ردیف 94 – شماره 9
(اگه رفتید سلام ما رو هم برسونید...!)
دعایم کنید تا که باران شوم